هارمونی یکی از اصول آفرینش هنری است که نه تنها در هنرهای تجسمی، که در دیگر عرصه‌های هنری چون موسیقی و شعر هم بسیار مورد تاکید است. هارمونی در نقاشی و هنر تجسمی تنها در حوزه رنگ تعریف نمی‌شود و هماهنگی اثر از حیث شکل و فرم را هم شامل می‌شود. اما در این نوشته هارمونی مشخصاً در حوزۀ ارتباط و تناسب رنگ‌ها در نقاشی مورد نظر است. 

هارمونی  رنگی در هنرنقاشی وقتی به دست می‌آید که رنگمایه های اثر به شکلی واحد و یکپارچه در می‌آیند. باید این نکته مهم را در نظر داشت که منظور از یکپارچگی قطعاً یکنواختی نیست بلکه آنچه به عنوان هارمونی از آن سخن می گوییم اجتناب از هرج و مرج در اثر هنری است. 

یک اصل مهم در نقاشی این است که مجموعه رنگ‌های به کار رفته در یک اثر باید در نهایت یک رابطه را به اشتراک بگذارند. در نقاشی از موضوعات و سوژه‌های بیرونی مثل منظره‌ها، موضوع یا مکان و زمان خاص  دارای پیوندهای رنگی متفاوتی از هم باشند و هنرمند می‌تواند از این پدیده‌های طبیعی برای سامان دادن به هارمونی رنگی اثر خود الهام بگیرد؛ هر چند در نهایت این هنرمند است که هارمونی دلخواه خود را در اثر شکل خواهد داد.  بنابراین اصل هارمونی رنگی ناظر بر ایجاد انسجام بین بخش‌های مختلف و متفاوت  موضوع یک نقاشی است. 

به طور کلی هارمونی رنگی حاصل استفاده از طیف نسبتاً محدودی از رنگ‌ها در نقاشی است. به عنوان مثال ، اثری که بیشتر دارای رنگ مایه‌های مختلف سبز یا آبی است. برای نمونه در تابلوی «گیتار نواز پیر» پابلو پیکاسو شاهد هستیم که مایه رنگ‌های رنگ‌های خاکستری و آبی فضای نقاشی را هماهنگ کرده و حتی گیتار نارنجی رنگ نوازنده را به گونه ای می‌بینیم که در نوری نرم و آبی فرو رفته است.

Pablo Picasso, The Old Guitarist, 1904